" ســــــلام ِ مرجان " رمانی از پروين پژواک

 

نوشتهء:  دكتور اکرم عثمان

 

سوای هر ترديد و تعارفی پروين پژواک يکی از بهترين های داستان نويسی معاصر ماست. داستان چيزی نيست که او بخواهد بنويسد. داستان برای او خودنوشت و خود انگيخته است،  گفتی خارج از اراده و خواست نويسنده، زندگی مستقلی دارد.

او اگر بخواهد بازهم نمی تواند که داستان نويس نباشد و بازآفرينی واقعيت کال و آذين بستن آنها با توصيف و تصوير و تخيل و تکنيک انگيزه های درونی و فورانی دارد که بيرون از اختيارش می باشد، مانند چشمهء زلالی که دمادم لبريز می شود.

نگارنده بر آن نيست که ادعا کند داستانهای پروين پژواک از نظر استحکام استخوانبندی و بسته بندی فنی پيچ و مهره های قصه، استثنايی ترين هستند. اين بررسی را می گذاريم به فرصت ديگر، اما آنچه به گمان اين قلم حايز اهميت است جوهر و اصالتيست که در آثار او وجود دارد و پيش از دسترسی سنگتراش و زرگر، با تلالو و درخشش خود را نشان می دهد و از ارزش درونی شده خبر می دهد.

او در داستانهايش نه فيلسوف مأبی می کند، نه با استفاده از به اصطلاح جوهر سيال ذهن، کون و مکان و جغرافيا و تاريخ و جامعه شناسی و مردم شناسی را همکاسه می کند تا اعجاز کيهان نوردی! را به نمايش بگذارد. او مانند يک انسان متعارف و بی تعارف زمينی در هر قدم و در هر ساعت با ماست. بجای سخنرانی، گپ می زند، بجای انشاپردازی، روانترين، صميمی ترين و مصطلح ترين واژه ها را بکار می برد، بجای استعمال لغات لاتينی و عربی که از عالم نمايی نويسنده سرچشمه می گيرد وطنی ترين کلمات را می گنجاند تا با تمام خانواده ها همتبار شود و چون همدم و خواهری مهربان داستانهای «هزار و يکشب!» روزگار ما را بيان کند. از همين جاست که او با ما و مردمش می ماند و داستانهايش در کوچه باغ های آينده های دور رايحهء حيات يک نسل بلا رسيده، هجران کشيده، تحقير شده، به غارت رفته و برباد رفته را می پراکند.

نامهء« فـــردا» يکی از ستاينده های صديق رمان ِ دلپذير او ـ  سلام مرجان ـ  اين همقلم فرهيخته می باشد و زحمت پرارج همسر هنرمندش هژبر شينواری را در کار نشر و اشاعهء اين اثر ماندگار تقدير می نمايد.

 

دكتور اکرم عثمان

 

سلام مرجان             صفحهء نخست / پروين پژواك              بالای صفحه

Copyright © Hozhaber.com