|
نوشتهء: هژبر شينواری اهریمن سیاه دل جنگ در سال های که گذشت دردها و سیه روزی های زیاد را برای ملت افغانستان به ارمغان آورد که کودکان و زنان بیشترین باز این جنگ وحشتناک را بر شانه های ظریف و زیبای شان حمل کردند. آتش جنگ کودکانی راکه جز صفا و صمیمیت در لوح دل شان حرفی دیگر وجود نداشت با قساوت تمام از آغوش خانواده های شان ربود و در گردباد سهمگین حوادث اندوهبار افگند. آنانی که در آغاز این جنگ چند سالی بیش نداشتند و یا هم تازه متولد شده بودند، اینک به جوانانی مبدل شده اند که از گذشته شان جز دود باروت، انفجار و خون چیزی دیگر را به یاد ندارند. دستان شان با بیل، چشمان شان با خوشه ها و دانه های طلایی گندم و لب های شان با بوسه و زمزمه های عشق بیگانه شده است. در این خشکسالی عشق و عاطفه پروین پژواک با کلام ساده و بی پیرایه اش، تلاش نموده است تا این کودکان دیروز و جوانان امروز را در کوره راه حوادث گامی چند همرایی نماید. او چنان با زیبایی و صداقت می نویسد که برای خواننده کوچکترین تردیدی باقی نمی ماند که نویسنده با قهرمانان داستانش شناخت و آمیزش دقیق و عاطفی داشته است. زبان پروین پژواک زبان آشنا، ساده و بی تکلف دری است که بدون مغلق سازی های بی مورد، چون موم در دستانش می چرخد و جلوه های رنگین و متنوع این زبان غنی و ارجمند را به نمایش می گذارد. آنچه در نوشته های پروین مهم است صداقت، صمیمیت و صفای قلبی اوست. قلمش با اندیشه و قلبش فاصله ای ندارد و همانطوری که خود در زنده گی مثبت می اندیشد و هرگز روزنهء امید را نمی بندد، داستان هایش نیز این اندیشه را با خود حمل می کنند و صادقانه دنیای عاطفی و شاعرانه اش را با خواننده گان کلامش قسمت می نمایند. قهرمانانش از میان مردم معمولی انتخاب می شوند. آدم های که مثل همه ما آمیزه ای از شیطان و فرشته اند و در این نبرد جاودان گاهی این و گاهی هم آن دیگر پیروز شده است. در میان قهرمانان داستان های پروین پژواک همواره شکننده ترین قشر جامعه یعنی اطفال را می توان یافت. پرداختن به اطفال که نسل آینده را می سازند و بخصوص اطفال یتیم و بیکس یکی از حساس ترین مشکلات فعلی وطن ما را تشکیل می دهد که توجه خاص و فوری دولت و مردم را ایجاب می نماید. همین اکنون اطفال یتیم افغان چه در مهاجرت و چه در داخل افغانستان اگر تحت سرپرستی خویشاوندان اند یا در یتیم خانه ها، اگر در کمپ ها و اردوگاه ها رنج می کشند یا در کوچه ها... در بدترین شرایط انسانی به سر می برند. برعلاوهء غربت، سوتغذی، بیسوادی، انجام کارهای شاقه و دست و پنجه نرم کردن با امراض روانی و جسمی... همین اطفال معصوم اند که شستشوی مغزی می شوند، اعضای بدن شان قاچاق می گردد، در انتقال مواد مخدره از آنها استفاده می شود، مورد تجاوز و سو استفادهء جنسی قرار می گیرند، خرید و فروش می شوند و در کشورهای خلیج در مسابقات شتردوانی زیر پای شترهای شیخ های مست و دیوانهء عرب له و روده می گردند و جنایات دیگر... در رمان "سلام مرجان" قهرمانان داستان پروین پژواک از بین همین کودکان افغان انتخاب شده اند. کودکانی که در بیست و سه سال اخیر به نام های مختلف پیشاهنگ و سازمانی، مجاهد بچه و طالب مورد سو استفاده های مختلف جسمی، جنسی، عقیدوی، روحی و عاطفی قرار گرفته اند و به مثابهء " گوشت دهن توپ" در خطوط مقدم جبهات تبلیغاتی و جنگی از آنها استفاده شده است، تا عده ای محدود از عناصر پلید و بیگانه از همه عواطف انسانی به اهداف زشت و غیرانسانی شان برسند. در این کتاب هدف پروین پژواک دفاع، اتهام بستن و یا رفع اتهام از این گروه و یا آن گروه خاص نیست. بلکه او می خواهد با تصویر نمودن بخشی کوچک از آنچه که گذشته است، ابعاد این فاجعهء انسانی را فاش نماید و هوشدار دهد تا با مسوولیت و محبتی بیشتر به اطراف خویش بنگریم و نوازش و همرایی خود را تکیه گاه نسل یتیم، بینوا و بی سرپرست امروز خود سازیم. ورنه نسلی دیگر تاریکتر، متعصب تر و عقده ای تر از "سازمانی ها"، "مجاهد بچه ها" و "طالبان" قد برخواهند افراشت و بهترین امکان را برای دشمنان تاریخی کشور و مردم ما مساعد خواهند ساخت تا بار دیگر به شکلی دیگر و زیر نامی دیگر از آنها برای مقاصد شوم سیاسی خود بهره بجویند. هژبر شینواری |
سلام مرجان صفحهء نخست / پروين پژواك بالای صفحه
Copyright © Hozhaber.com